
پشتیبانی:09228356279


روزی روزگاری در یک مکانی دختر و پسری مشغول زندگی بودند. پسر هجده ساله بود و دختر شانزده سال داشت. پسر قیافهی قشنگی نداشت و دختر هم خیلی زیبا نبود. آنها فقط یک دختر و پسر معمولی تنها بودند مانند دیگران، ولی با همهی وجود مطمئن بودند که در جایی در همین دنیا مرد صددرصد دلخواه و زن صددرصد دلخواه آنان زندگی میکند. بله، آنها معجزه را باور داشتند و آن معجزه هم به حقیقت پیوست. یک روز آنها در گوشهای از خیابان با یکدیگر برخورد کردند. پسر گفت: «عجیبه، من در کل زندگیام دنبال تو میگشتم. شاید باورش سخت باشه، ولی تو همان دختر صددرصد دلخواه من هستی.»