
پشتیبانی:09228356279


دزدهای خوب نوشته ی کاترین راندل داستانی درباره ی دختری به نام ویتاست که در کودکی به بیماری فلج اطفال مبتلا و پای چپ او دچار مشکل می شود. او بعد از مرگ مادربزرگ خود، به همراه مادرش به نیویورک می آیند تا پدربزرگ را به همراه خودشان به انگلستان ببرند. وقتی او متوجه می شود که یک تاجر ثروتمند از پدربزرگش کلاهبرداری کرده و قلعه ی او را با حقه تصاحب کرده است. به طور مخفیانه نقشه ای می کشد تا گردنبند گرانقیمت مادربزرگ خو را از مخفیگاهی در همان قلعه بدزدد و همینطور قلعه را از چنگ آن تاجر دربیاورد. او دوستانی را برای کمک به خودش پیدا می کند. آرکادی، ساموئل و سیلک. این چهار نفر در کنار هم تیمی حرفه ای را می سازند و طبق نقشه ی زیرکانه ی ویتا شبانه وارد قلعه می شوند. در این میان اتفاقات جالبی رخ می دهد.