
پشتیبانی:09228356279


الکس که همچنان دنبال مادرش می گردد متوجه می شود که ممکن است فرقه او و کتاب مردگان را ندزدیده باشد و او به سرزمین سیاه، مصر رفته باشد. وقتی الکس به شهر قاهره پایتخت این کشور می رسد. با هرج و مرجی که در آن است مواجه می شود. مردم آنجا به خاطر صداهای مرموز و شومی که در شب بیشتر می شوند دیوانه شده اند و به خود یا دیگران آسیب می زنند. انگار الکس با یک مرگ پیمای دیگر باید بجنگد. اما این بار نه تنها رن، بهترین هم کلاسی اش، بلکه پسر خاله اش لوک هم با او همراه شده است.