
پشتیبانی:09228356279


بعضی ستاره ها درخشان تر از بقیه هستند، اما اگر همچنان به منبع نور نزدیک و نزدیک تر شوند... می توانند همانند خورشید بدرخشند. شینا مایر در کتاب نجوای دختری در باد، در مقابل تمام بازی های که مرگ برای ناامید ساختن او به راه می اندازد می ایستد و نمی گذارد ترس و یأس در وجودش رخنه کند و مرگ را به نقشۀشومی که درسر دارد برساند. او و دوستانش با لوک توبیاس آشنا می شوند و جان کودکان ربوده شده را نجات می دهند، اما مشخص است که این تازه شروع مبارزۀ آنها با هم است. اکنون مرگ در هر گوشه و کناری دیده می شود و شینا تنها کسی نیست که می تواند آن را ببیند. دیگر نه خبری از پیامک فرشته ای هست و نه تماسی از جانب او، نگرانی از این که دیگر گلیمر نیست، حتی در کابوس های شبانه هم دست از سرش بر نمی دارد. لومن، کتاب عجیبی که از آقای توبیاس به او به ارث رسیده و حاوی علائمی است که هیچ کس غیر از او قادر به خواندن آن نیست، با قدرتمندتر شدن مرگ، پُرتر می شود و خبر از تقدیری می دهد که شینا آماده پذیرش آن نیست. آیا قادر به کشف راز آن «نور خیره کننده» می شود؟